تبلیغات
خاطره های فراموش نشدنی - شکل گیری امید دوباره
به آینده دل مبند.چون ممکن است هرگز نیاید.پس بیا تا فرصت هست عاشقانه همدیگر رو دوست داشته باشیم.

شکل گیری امید دوباره

شنبه 11 اردیبهشت 1389 23:17

نویسنده : مهیار
بعد این جریانات بعد از مدتها تنها دوستم که برام مونده بود به نام آرش اومد دنبالم و به زور من رو به بیرون برد از اون روز به صورت روزانه می اومد و من رو از خونه بیرون می برد ، انگیزه هام با دیدن مردم و فعالیت هاشون کم کمک بوی تازه به خودش می گرفت ، سوالاتی رو از خودم در اون مقطع از خودم پرسیدم که جواب اون سوالات استارت شروع دوباره همون مهیار همیشگی بود ...
از خودم پرسیدم که برای چی به دنیا اومدم ؟ جواب دادم برای زندگی برای امید برای فعالیت برای تلاش و کوشش ..شعار دادم ما زنده به آنیم که آرام نگیریم     موجیم که آسودگی ما عدم ماست .
نشستم سنم رو محاسبه کردم و وقت هایی که از دست دادم رو . می خواستم بدونم یک کسی که تو سن منه الان در چه حدی می تونه باشه و چی کارا می تونه بکنه ؟ بعد محاسبه دیدم بابا خبری نیست که من همنوزم می تونم از خیلی ها جلو بیفتم و می تونم دوباره همه چیز رو از نو شروع کنم و از ناراحتی پدرم بکاهم و دوباره همون مهیاری باشم که قبلا بودم ..
روز به روز بهتر می شدم . چون همین جوریم از خیلی ها جلوتر بودم . من تافل داشتم . من ورزشکار بودم . من سالمو تندرست بودم . خدا رو شکر می کردم که تونستم خودم رو به این صورت نگه دارم .. چون هر کسی به جای من بود هر اتفاقی می تونست براش شکل بگیره البته ناگفته نماند در این بین من کارهای دیگری نیز انجام داده بودم که از اون کار ها هم تا نزدیکه 5 میلیون ضرر کرده بودم . ولی به امید خدا تونستم از اون تاریکی ها بیام بیرون .. هنوزم داشتم درباره فارکس نحقیق می کردم چون راه دیگه ایی رو پیش روم نمی دیدم . پس همون راهی که سالها پیش انتخاب کرده بودم رو دوباره انتخاب کردم البته اتفاقات دیگه ایی هم این وسط افتاد که می گذرم ازش .. من این بار با نوشتن و تکمیل کردن و آزمایش روش های جدیدم که ماه ها طول کشید. تونستم 99% درصد بهش اعتماد کنم و با باز کردن یک حساب 500 $ تونستم هر روز به داشته هام اضافه کنم و اون رو به 1000 و بعد به 2500 $ برسونم ...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -